الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
193
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
معناى كهانت در معناى كهانت گفته شده : كهانت خبر دادن از حوادث آينده است ؛ چون كاهن با شياطين در ارتباط است ؛ يا خبر دادن از اتفاقات زمينى است ؛ چون كاهن با جن رابطه دارد . طريحى مىگويد : « كهن يكهن كهانة ، مانند كتب يكتب كتابة . جمع كاهن ، كهّان و كهنه مانند كافر ، كفّار و كفره است » . كاهن كسى است كه اخبار اتفاقات آينده را دريافت مىكند و مدّعى است اخبار سرّى را مىداند . گفتهاند : در ميان عرب ، كاهنانى همچون شق و سطيح و ديگران بودهاند . برخى از ايشان مىپنداشتهاند كه يكى از جنيان ، فرمانبردار اوست و به وى اخبار را گزارش مىكند و بعضى مىپنداشتهاند از كلام سائل يا اعمال و رفتارش پى به مسائلى مىبرند و آن را در جاى خود استفاده مىكنند كه نام اين عرّاف است ؛ مانند كسى كه ادّعا مىكند مىتواند اشياى دزدى را پيدا كند يا دانا به جاى گمشده است و امثال آنها . برخى از شارحان مىگويند : كهانت كارى است كه باعث مىشود بعضى از جنيان از فرمان كاهن اطاعت كنند كه به سحر نزديك است و يا دايرهاش از آن محدودتر است و در صحاح گفته : كاهن ، يعنى ساحر . « 1 » در لسان العرب مىگويد : در حديث كه مىگويد : « هر كس نزد كاهنى آيد » شامل عرّاف و منجّم هم مىشود . « 2 » و در مصباح الفقاهه مىگويد : گفته شده : عرّاف مثل كاهن است ، جز اين كه عرّاف كسى را گويند كه از اخبار آينده خبر مىدهد و كاهن كسى است كه از اخبار گذشته مىگويد . « 3 » در رياض المسائل مىگويد : كهانت كارى است كه باعث مىشود برخى از جنيان از او فرمانبردارى كنند و آن نزديك به سحر يا محدودتر از آن است . « 4 »
--> ( 1 ) . مجمع البحرين ، ج 6 ، ص 305 ؛ نهايه ، ج 4 ، ص 214 . ( 2 ) . ج 13 ، ص 363 . ( 3 ) . ج 1 ، ص 416 . ( 4 ) . ج 8 ، ص 167 .